|
رنگارنگ |
||||||||||||||||
|
ميدوني: من دوست دارم، ميميرم برات و من هلاكتم، چند تا «م» داره؟ زندگي 2 چيز به من آموخت.....که هر چي فکر ميکنم يادم نمياد! توي ديوانه خونه همه ديوانه ها دست ميزنن بجز يكي ميگن حتما خوب شده ببريمش بفرستيم خونه ازديوانه ميپرسن چرا دست نميزني ميگه آخه من عروس غضنفر داشته کباب درست می کرده می بینه یه گربه داره نگاه می کنه داد می زنه آی « دانشمندان ترک به تازگي کشف کردن که علت اين همه طلاق و جدايي :…..ازدواجه به غضنفر میگن با نجیب جمله بساز. میگه شلوار من نه زیپ داره نه جیب ادامه مطلب نوشته شده توسط فرزین و محسن در چهارشنبه 2 مرداد1387 ساعت 4 بعد از ظهر | لینک ثابت |
امروز 1/مرداد/ تولد آقا فرزین من بهش تبريك ميگم می دونی امروز که روز تولدته وقتی خدا داشت بدرقه ات می کردبهت چی گفت ؟ " جایی که میری مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری . من همه جا باهاتم .تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری . قلب میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیشم تولدت مبارک از طرف محسن نوشته شده توسط فرزین و محسن در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
واقعا چرا...................پسرا این همه تابلن
واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.
نوشته شده توسط فرزین و محسن در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
دخترها:
بعضی از اونا واقاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ... یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد !! و اما پسر ها: یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ... یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون. همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی نوشته شده توسط فرزین و محسن در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن 3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند. 4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند. 5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه. 6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره. 7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند! 8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!! 9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه! نوشته شده توسط فرزین و محسن در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
عروسی رفتن دخترها:
دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه... حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده( البته حتما روزهای قبل مد موهای زیادی رو دیده، یا از تو fashion tv یا moda tv و... یا internet...اما هنوز به نتیجه ای نرسیده!!) آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!!
نوشته شده توسط فرزین و محسن در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
1- هميشه نسبت به هم مؤدب باشيد، اين کار بسيار آسان است و در کيفيّت روابطتان تفاوت چشمگيري ايجاد ميکند.
2- زماني که براي نخستين بار همسرتان را ديديد و عاشقش شديد را به ياد بياوريد و نامه عاشقانهاي برايش بنويسيد و طي آن جزئيات آن خاطره را برايش بازسازي نماييد. 3- داخل اتومبيل همسرتان يادداشتي بگذاريد که روي آن نوشته شده : «عشق توست که چرخهاي دنيا را ميچرخاند». 4- وقتي در هواي سرد با هم قدم ميزنيد کتتان را درآورده و بر روي شانههايش بيندازيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط فرزین و محسن در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
دانشجوي موسيقي آواز شويم چند وقتي هست که قلبم با نت هاي روي زيباي تو مي تپد و به اميد تو بر تار خود زخمه مي زند ... عزيزم بيا تا ناقوس کليساي عشق از آن ماست دانشجوي فلسفه ببخش که توعلتي و من معلول ... من هيچم! بيا از هيچ من چيزي برآور که سخت به جبر خلقت تو نيازمندم . من مختار , گرفتار در اجبار عشقم ادامه مطلب نوشته شده توسط فرزین و محسن در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |
عزيزم مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود! اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم! اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد! اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي! اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نميشود! اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟! اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي! و بالاخره... اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است نوشته شده توسط فرزین و محسن در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه ادامه مطلب نوشته شده توسط فرزین و محسن در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
|
| |||||||||||||||